خرید بک لینک
12 مهر_

صرفا جهت ثبت

گرفتگی شونه ی چپ با برداشتن ظرف زیر میز

سوزن

اولین پروانه خوردن

ضد حال تعلیق محل

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

صرفا جهت ثبت

رژ بنفش _ کرم و پس دادنش ...پاک کردن رژ با دستمال _اولین روز البالویی

شرط ِ : من فقط حق دارم بوست کنم لپتو بیار جلویِ آقای دلبر :)))

نقض حق

....

پ.ن : سه چهار روزه رگبار میزنه ... بارون و بارون ....

اخر سر که میفهمه شرایط من چجوریه میاد جوراباشو بپوشه !میگم میخوای بری حالا که فهمیدی ...؟؟ میگه نه , سردم شد لباسم استین کوتاهه میخوام جورابامو بپوشم ... غش می کنم از خنده میگم پیرمردی ....

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

یکی شبیه این گیرم بیادخوبه :) جمله ی بالا جمله ای بود از یکی از اساتید خوبم . می گفت ادم گاهی کسی رو می بینه که میگه " اگر یکی مثل این سر راهم قرار بگیره خوبه" . منظورش این بود که بعضی از ادم هاا انقدر به دلمون میشینن که دوست داریم ادمی شبیه به این ها نصیبمون بشه (مثلا به عنوان شریک زندگی!) . هفته ای که گذشت حدود

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

داشتم دستامو می شستم حس کردم یه پسر کوچولوی نمکدون از چند متریم رد شد . بله !پسر کوچولو کسی نبود جز پسر ارشد ِ رییس . وقتی رفتم تو اتاق رییس سلام کردم بهش :)) وای خدا چقدرذوقشو کردم , شکل شکل شکل ِ رییس بود قیافتا , منتها اخلاقا خیلی ساده و ارومه . دومین باری بود که می دیدمش , خیلی دوست داشتم محکم تو بغلم فشارش بدم

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

15 مهر : اولین تئوری و قبول

15 مهر : اولین عملی و رد

28 مهر : اولین کلاس بعداز دوسال

29 مهر : تمام :))

+ شلغم و لبو :)))

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

30 مهر 97 (دوشنبه) نمیدونم چندمین جلسه ی پسر دروازه بان ِ ؟ همون پسری که یه اشنای غریبه اس و در باره اش نوشتم " یکی شبیه به این خوبه". همونطور که نشسته روی تخت گوشی اش رو میگیره سمتم یه ویدیو تو اینستاگرام از یه فیلم سیاه سفید کلاسیک و قدیمی ِ . یه خانم میاد از خیابون رد بشه توخیابون اب جمع شده نمیشه , مرد ِ کتش رو

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

3 آبان (پنج شنبه): مرخصی ... اخ که مرخصی نطلبیده مُراده .... سرماخوردم وصبح با گلودرد خیلی شدید بیدار شدم . حوالی 11:20 دم ظهر به رییس پیام دادم پرسیدم میتونم امروز مرخصی بگیرم ؟! در کمال تعجب برنامه مرخصی جور شد !!! جزوقوانین ما هست که باید از دو روز قبل مرخصی رو فیکس کنیم اونم تازه گاهی موافقت نمیشه !ولی امروز به

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

یه مشکلی که مدتیه پیش اومده تغییر رویه ی وبلاگمه روزی که من این وب رو راه انداختم می خواستم بخش قابل انتشار و واضح ِ احساس و لحظاتم رو به اشتراک بذارم .... حتی یه بخش هایی از رویاهام رو .... گذشت و گذشت که یه بخش " صرفا جهت ثبت" تو وبم پررنگ شد . صرقا جهت ثبت ها مسائل نامفهومی برای شما و مسائل کاملا روشنی برای من

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

همانا سرماخوردگی از خرترین خرها عست دارم می میرم :/ از تب و لرز , از درد از گرفتگی صدا و دورگه شدن وحشتناکش , دندون درد و کمردرد هم دارم (وقتی سینوزیت هام درگیر میشه سردرد و دندون درد می گیرم) همش به کنار من ناراحت صدامم و سرفه کردن هایی که وقتی رو دور بیفته نفسم بالا نمیاد قرمز میشم چشمام پر از اشک :/ وقتی سرما

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

امشب چیزی کم تر از سه شب قبل دارم و چیزی بیشتر . امشب سلامتی بیشتری نسبت به شب های قبل دارم و خواب کمتر به طرز عجیبی تا این وقت خوابم نبرده شاید دلیلش فکر و خیالیه که دارم شاید دلیلش اینه که این چندوقته با مسکن می خوابیدم و حالا بدنم اینجوری جواب نمیده بی هیچی !! شاید هم دلیلش اینه که کتاب نخوندم تا چشمام خسته شه

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:08

صفحه بندی